دوستت دارم.....

میترسم یه روزی گم بشی و هیچ وقت نتونم پیدات کنم....!
اگه نامردی شهرته واسه آدم دل سوزوندنات می موندش یادم
اون قدر ساده نیستم نه به خدا اگه ساده نبودم دل به تو نمی دادم
تو که پیشونی نوشتت دورنگیه به قوله خودت اداادوارات همه زرنگیه
اگه چشمای غلط اندازتم نبود همه می فهمیدن قلبت سنگیه......!
همه میگن انقدر نفرینش نکن
یه روز دست از پادرازتربرمیگرده میاد
مگه وقتی ولم کرد تا بمیرم موند؟؟؟؟
صد سال سیاهم دیگه نمیخوام بمونه
اونکه حسرت یه روزه خوش عاشقی رو واسه پز دادن به این واون رو دلم گذاشت
منت میذاشت سرم عاشقه دو آتیشتم اما تو عشقش یه دل صاف وساده ام نداشت
آخه بگو کاری که کردی تو باهام آخه دشمن خونیمم باهام می کرد؟
بگووووووو......................آخه بگووووووو.....................

ThinK oF You My Dear….!
LovE You MY DEAR….!

زمان طولاني ميشه واسه اونايي که غصه دارن !! کوتاه ميشه واسه اونايي که شادن !! دير ميگذره براي اونايي که منتظرن !! زود ميگذره براي اونايي که عجله دارن !! اما ...... اما ابدي ميشه براي اونايي که عاشقن !!
من یک چهار دیواری دارم
و همسایه هایی...
پسر همسایه مدام با صدای بلند با تلفن صحبت می کند
و دختر همسایه با صدای بلند تلویزیون نگاه می کند
و نوه هابی همسایه با صدای بلند بازی میکنند
در چند قدمی چهار دیواری ام برجی می سازند
و چند قدم آن طرف تر ازدحام و جنجالی دیگر...
و من در این شلوغی و هیاهو
تنها در چهار دیواری ام
به دنبال خود می گردم
که مدتی است نا پیدا ست
انگار سالیان است که نیست!
مدت ها گذشت تا دوباره در کنج خلوتم یافتمش!
ووقتی که خدا را حس کردم دیگر خود را فراموش کردم !
و حالا خدا در چهار دیواری من حضور دارد
با من
منی که دیگر "من" نیست
خورشید باش,تا اگر خواستی بر کسی نتابی نتوانی ![]()
می خواستم تو همه ی فصل ها با تو و در کنار تو باشم.
توو بارون پاییزی ...برف زمستون...شکوفه های بهاری..و آفتاب گرم تابستون...
اصلا می خواستم تمام لحظاتم رو با تو پر کنم....
اگه الان پیشم بودی سرمای امشب رو حس نمی کردم ....
به سردی ها و تاریکی ها ی این شب دلگیر حتی فکر هم نمی کردم...
اصلا فکرشو نمی کردم که یه روزی این طوری تنهام بزاری که....
یخ بزنم و بمیرم.........
آخ که چقدر دلم هواتو کرده.....
اون قدر بهم بدبین شدی که اصلا منو ندیدی نه منو نه عشقو احساسمو...
نخواستم عشقم رو ازت دریغ کنم ...نمی تونستم....
آخه چطور می تونم به جدایی فکر کنم...؟؟
حتی فکرش ازارم میده و منو یاده مرگ می اندازه....
چرا هر شب میای تو خوابم..؟؟اخه منو یاده خودت می اندازی....
چرا باید این طوری بشه که یه روزی این طوری تنهام بزاری و
سال هاست که هیچ خبری از تو ندارم........
سال هاست که تنها با خاطرات تو و به امید اینکه یه روزی بر می گردی فکر می کنم
و زنده موندم.........
وجودتو از من دریغ نکن........
من نیازمند تو...عشقه تو.....احساس تو و........ هستم
با تمام عشقم تقدیم به اونی که تنهام گذاشته(محمد)

هیچ گاه مغرور نشو...برگ ها وقتی می ریزند که فکر می کنند طلا شده اند
وقتی.....
وقتی خدا بهت میگه باشه چیزی رو که دوست داری بهت می ده
وقتی میگه صبر کن چیزی بهتر می ده.....
وقتی میگه نه داره بهترین رو برات آماده می کنه....